شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

485

نفثة المصدور ( فارسى )

ع عارض - 76 / 5 مراد سالار و فرمانده سپاه و فوج ( از « الصّراح من الصّحاح » ) و يا صاحب ديوان عرض است ، كه از وظايف وى تعيين مراتب سپاهيان و مرسوم و راتبهء آنان بوده است « 1 » . عبده نوشتن - 106 / 9 « عبده » : بندهء او ، و بعضى نوشته‌اند كه : « عبده » مخفّف « أنا عبده » است ، يعنى من بندهء اويم « 2 » . از « غياث اللّغات » . بنابراين « عبده نوشتن » كنايتست از : اظهار بندگى و فرمان‌بردارى كردن . خاقانى گويد : شاهان به تو عَبدُهُ نويسند * روحُ القُدُست همين نويسد « ديوان خاقانى » ص 594 س 11 عتاق - 19 / 2 جمع عتيق : اسپ نيكو و نجيب و خوش‌منظر . از « منتهى الأرب » . رك :

--> ( 1 ) - در « محيط المحيط » آمده است : « عرض الجند عرض عين ، أمرهم عليه و نظر حالهم ، يعنى أمرهم على بصره ليعرف من غاب منهم و من حضر » . ( 2 ) - نظامى گويد : ستاره كه بر چرخ سايد سرش * زده سكهء عبده بر درش « شرفنامه » ص 525 س 5